دست نوشته ها
اهل تهرانم،روزگارم بد نیست.تکه نانی دارم،خورده هوشی،سرسوزن ذوقی
در دلم...آشوبی به راه است...تلفات جانی ندارد...تنها ساکنش تو بودی که آن هم گذاشتی و رفتی... اما خسارت مالی...چرا تا دلت بخواهد...شهر دلم داغون است...همه به کمکش شتافته اند...اما هیچکس نمیداند این شهر دیگر ویرانه ای بیش نیست... پس لرزه های این زلزله بند بند وجودم را میلرزاند...همه فکر میکنند سرما خورده ام...آخر نیست که هم چشمانم قرمزاست و هم آب بینی ام به راه...هر که دستانم را میگیرد میگوید ووووی چقدر سردی...همه میگویند خودت را بپوشان...نمیدانند بی تو من همیشه سرد و بی روح خواهم بود... دنیای این روزهای من...رو به ویرانی است...منتظر معجزه است...تا کی میخواهی طولش بدهی؟ همـــــــــــه تازگـــیا زدن تو کار عــــــــــــشق و عاشقی...این وسط ســـر ما بــی کلاه مونـــده آیــــــــــــــــا؟ پی نوشت:به وبلاگ دوستی سر زدم بسته بود...چراااااااااا؟!! +نمیدونم کیا یادشونه...سال پیش گفتم یه دوستی دارم بیماره و تو بیمارستانه...این دوست الآن 2 هفتس از بین ما رفته...ازتون میخوام برای آرامش روحش دعا کنین برای عزیزترینم که الآن نیس...
دیگه حس و حال وب هم پریده...بلا تکلیفم...بمونم اینجا...یا برم؟
عید همه دوستای خوبم مبارک...خصوصا اونایی که همیشه سر میزنن از قديم گفته اند وقت طلاست، بنابر این: زمان = پول همين طور بنابر فرموده ی حضرت فردوسی توانا بود هرکه دانا بود، بنابر این: توان = علم از طرف دیگر بنابر قوانین فیزیکی، توان عبارت است از کار تقسیم بر زمان، یعنی: زمان / کار = توان با جاي گذاري دو معادله ی اول در معادله ی سوم خواهیم داشت: پول / کار = علم هرچه علم و سوادت کم تر باشد درآمدت بيشتر است! همچنین بنابر رابطه ی بالا، علم و کار با یکدیگر، نسبت مستقیم دارند، پس یک رابطه ی بسیار عمیق دیگر: هر چه پول بیشتری داشته باشی، سوادت کمتر است و نیاز به کار کمتری داری!! رابطه ی بسیار بسیار عمیق تر دیگر این که چون علم / کار = پول، بنابر این اگر علمت به صفر میل کند، پولت به بی نهایت میل می کند، پس: اگر بی سواد باشی، مقدار پولت به فلک می کشد!!!
فقط خواستم بگم من هنوز هستم و هنوز ادامه میدم...
یادت باشه...این سومین عیدیه که نیستی...
![]()
![]()
![]()
یعنی: پول و علم نسبت معکوس با یکدیگر دارند و
خسیسه تو اتوبوس کیسه استفراغشو سوراخ سوراخ میکنه و از شیشه میگیره بیرون.مسافرا اعتراض میکنن که بابا بندازش دور :-&
میگه : میخوام برنجاشو ببرم برا مرغام !! :)
| Design By : Night Skin |


